من می خواستم ریاضیات را به آن شخص بیاموزم سوپر گروه سکسی ، اما بعد عضوی را دیدم که ایستاده است
این مرد جوان مکانیک اتومبیل از خدا بود ، اما او نمی خواست با ریاضیات دوست شود. یک مرد بالغ پیشنهاد می کند که این مرد با دخترش تماس بگیرد ، دانشجویی که در علوم دقیق نبوغ است. بیهوده در تلاش برای توضیح همه ی این شماره ها به کودک و آموزش جبر ، دختر عضو قوی ایستاده را می بیند و بلافاصله جریان سوپر گروه سکسی می یابد. در مقابل استمناء یکدیگر ، زن و شوهر به رابطه جنسی داغ ادامه می دهند. معلوم شد که یک عاشق عالی بود و به معنای واقعی کلمه مربی مینیاتور را پاره کرد و حتی دختر خدا را نیز از خداحافظی تغذیه کرد.