دوست لینک کانال داستان سکسی دختر مردی را صدا می زند که هرگز از یک کتاب قدیمی راضی نیست
دختران حدود یک مکان را که افراد محلی منتقل کردند ، می خوانند. طبق افسانه ، جادوگری در آن خانه قدیمی زندگی می کرد ، که روحش هنوز در اتاق ها سرگردان بود و میهمانان ناخوانده را می ترساند. دوست دختر می خواهد بررسی کند که آیا این واقعاً اتفاق می افتد یا به یک سفر ادامه می دهد. گره ها بعد از عبور از درگاه ، کتابی را با طلسم در کف پیدا می کنند و یکی از آنها را تلاوت می کنند. در اتاق نشیمن ، مردی لینک کانال داستان سکسی كلاهك ظاهر شد كه از آنجا یك خروس بزرگ به بیرون چسبیده بود. یکی زیبایی ترسیده بود و فرار می کرد ، اما دوم شمرا می خواست با مرد خوش تیپ بازی کند. جوجه کشی روی خروس مرد ، جوجه را به غریبه تسلیم می کند و به خودش اجازه می دهد مثل یک فاحشه ارزان قیمت از هم پاشیده شود. یا شاید یک مرد مرموز فقط یک دانشجو وانمود کند که بیهوش است؟